خط داستانی
چکو، مرد بی سواد اما از لحاظ ذهنی رضایتمند از میلان، همواره آرزو داشت افسر پلیس شود و برای سومین بار در آزمون ورودی شکست میخورد. در آزمون شفاهی، چکو گفت دلیل پیوستن به پلیس این بود که به نفع او رفتار میشود و با رفیقبازی همراه است! اما این جوان، ارتباطاتی دارد و به زودی به عنوان مأمور امنیتی در کلیسای جامع میلان کار پیدا میکند. بیدقتیهای او همواره به فاجعهای زنده منجر میشود! با خبر شدن از او توسط صوفیان، تروریستی عرب که در حال آمادهسازی حملهای به کلیساست، چکو به نظر شبیه سادهلوحی کامل مینماید. برای دستکاری او، خواهر جذابش فراه را میفرستد تا او را اغوا کند...