خط داستانی
فریب جاسپر جانز در درون مفاهیم تولید مثل، تحول و حافظه ریشه دارد. جانز بر این باور است که هر بار که یک تصویر ارائه میشود، معنای جدیدی پیدا میکند و به شجاعت به گذشته خود، بهویژه قوطیهای آبجو (۱۹۶۴)، مینگرد و از فریب به عنوان روشی برای دگرگونی استفاده میکند. تکرار برخی موتیفها به جانز و تماشاگرانش این امکان را میدهد که با تغییراتی که یک تصویر هنگام نزدیک شدن از زاویهای متفاوت یا قرار گرفتن در یک زمینه هنری جدید تجربه میکند، مواجه شوند. همانطور که در فیلم ذکر شده است، "هر بار که یک موتیف استفاده و دوباره استفاده میشود، خاطرات اضافی جمع میشود، لایههای جدیدی از معنا شکل میگیرد و خود تصویر شروع به کسب تاریخچه خود میکند." (جاسپر جانز) این از طریق تجسم دوباره جانز است که اقلامی که او در آثارش به نمایش میگذارد، جان تازهای میگیرند و از شیء به هنر تبدیل میشوند و بدین ترتیب تفسیر جامعه را هدایت میکنند.