خط داستانی
اسلان، ماهیگیر جوان و بی اعتماد به نفس که در یک جزیره ترکی زندگی می کند، غار خرچنگ ارزشمندی را در هنگام غواصی پیدا می کند. دانستن اینکه این گنج ثروت و شأنی که هرگز در جامعه اش نداشته، برایش به ارمغان می آورد، تصمیم می گیرد آن را از پسرعمو و بهترین دوستش یلمز پنهان نگه دارد تا بتواند به تنهایی خرچنگ ها را به درستی برداشت کند. با نادیده گرفتن اشتراک این راز، سوءظن روزافزون یلمز توهمات پارانویایی ای را به وجود می آورد که او را به سراشیبی سقوط پرتاب می کند.