به دلیل یک حادثه نزدیک به مرگ که او را ناتوان و از حافظه بلندمدتش خالی کرده است، زنی که به طور موقت به صندلی چرخدار وابسته است، پس از شش سال زندگی در خارج از کشور به خانه بازمیگردد و با دوستپسر بوهمیاش که به نظر میرسد علت حادثه باشد، همراه است. او که نمیتواند خانواده یا دوران کودکیاش را به یاد بیاورد، با کمک دوستپسرش به دنبال دلیل ترک خانهاش در آن سالها میگردد و به سرعت متوجه میشود که بستگانش ممکن است به اندازهای که فکر میکردهاند، محبتآمیز نباشند.