خط داستانی
برد ویلسون مردی مشغول به کار بازرگانی و همسر نادیده گرفته شدهاش ویکتوریا است. تا اینکه با همکارانش ملاقات میکند و میفهمد بهترین دوستش یک پسر بازی است و هر آنچه در زندگی میخواهد را دارد به ویژه هر زنی که آرزویش را دارد. پس از بازی با ویکتوریا به عنوان جایزه، در مقابل شانس نامطلوبی قرار میگیرد.