خط داستانی
آمالا داستانی جادویی از جدایی و اشتیاق است. دختر نوجوان آمالا رویای پیوستن به خانواده همسایه دانمارکی را در سر میپروراند در حالی که به کارهای خانگی میپردازد و تلاش میکند دختر تامیل خوبی باشد. اما وقتی مادرش میفهمد آمالا دوست پنهانی دانمارکی دارد با او مواجه میشود و آمالا تصمیم میگیرد به توقعات مادر پایان بدهد. او ای کاش از خانواده جدا میشد و مادری به نام آمّا نبود. روی دامنهٔ خانهٔ خانوادگی، الهه گانِش حضور دارد و فردا آمالا با خانواده دانمارکی همسایه به عنوان آمالِی بیدار میشود و خاطرات زندگی پیشین را درک نمیکند.