خط داستانی
پاک امان برای ثروتمند شدن به روشی سریع، جن را از جادوگر میخرد. اما پول زیادی ندارد و ارزانترین را برمیگزیند. روزی فَخرول و کوْدین، دو دوست نزدیکی که دزد هستند، تصمیم میگیرند پاک امان را به سرقت ببرند. از آنجا که پول ندارند، او شیطان را به عنوان وسیلهای برای برگشت میگذارد تا شیطان دوباره برای آنها به کار بیفتد. اما این دو دوست نمیدانند که این موجود کوچک از Farah، دختری که با تریاکفروش دانیل مشکل دارد، دزدی میکند. فخرول و کوْدین ناچارند به فرار Farah کمک کنند و در عین حال سعی میکنند Pak Umar را پیدا کنند.