خط داستانی
عاشقان ستارهای، رابرت و آریانا، در جنگهای نیوزیلند در دهه ۱۸۶۰ گرفتار میشوند. آریانا به عنوان یکی از افراد قبیله مانیاپوتو شناخته میشود و با وجود دفاع شجاعانه رابرت، به دست آنها گرفته میشود و باید به آنها در آمادهسازی برای جنگ کمک کند. رابرت نیز باید وظیفه میهنپرستانهاش را انجام دهد و به طرف دیگر میپیوندد. او داوطلب میشود تا پیامرسانی کند، با این امید که فرصتی برای دیدن آریانا پیدا کند، که اینگونه میشود، اما شادی آنها کوتاهمدت است؛ زنان مانیاپوتو در کنار مردانشان میجنگند و علاوه بر این، او یک رانگیتیر (نجیبزاده) است و نمیخواهد مردمش را ناامید کند. اوج داستان محاصره اوراکو پا است که در آن ۳۰۰ مائوری در برابر ۲۰۰۰ سرباز به مدت سه روز مقاومت میکنند. مانیاپوتو شکست میخورند، اما آریانا، با وجود زخمی شدن، زنده میماند تا دوباره با رابرت reunite شود.