خط داستانی
زندگی پرشتاب در یک کلانشهر مدرن شادی و اندوه را به همراه می آورد: شبى، آرونگ بیست وچهار ساله به طور اتفاقی به مین کمک میکند تا از گروه مزاحمین خیابان دفاع کند. آرونگ مین را به خانه اش میبرد در حالی که خودش به خانه یکی از دوستان می رود تا بر روی کاناپه بخوابد. صبح روز بعد آرونگ به خانه میرسد و میبیند مین رفته است؛ او هر کاری که بتواند انجام میدهد تا او را پیدا کند و از او بخواهد که با او ازدواج کند