خط داستانی
ساوکا پرستار است که با دوست پسرش در اوج خوشبختی قرار دارد اما پدرش تسوروجیرو که می گوید اذیت کارمندان زن فشار آنها را کم می کند و ژاپن را به جای بهتری تبدیل می کند، هر روز در قطارهای شلوغ می رود و از التماس دخترش برای توقفش چشم پوشی می کند. روزی دوست پسرش در قطار شلوغ به تسوروجیرو می گوید که می خواهد شاگرد او شود