زیتون
Oliva
کشاورز زیتون پازوال دل وککیو در اثر شوک از خیانت همسرش گریسلا به کما می رود اما زمانی که به هوش می آید، فکر می کند رئیس مافیا سیسیلی است و به پسر کوچک ترش میگوید که دستورات «مجرمانه» اش را انجام دهد. با بیرون رفتن گریسلا از شهر برای تعطی طولانی، وضعیت برای میگوئل به اوج می رسد زیرا برادر بزرگ تر می گوئل، فلیپه، که در تاریکی از وضعیت پدرش خبر ندارد، به طور غیرمنتظره ای با معامله ای تجاری برای پدر به خانه باز می گردد. میگوئل باید راهی پیدا کند تا زندگی گذشته خانواده را نجات دهد یا آنها را به پذیرش زندگی جدید راضی کند.