خط داستانی
ساتیاراج عاشق کیال می شود که از طبقه اجتماعی متفاوتی است و تبدیل به هدف گور خونیِ قبیله گرای است ساتیاراج با دو دوست خود با روح گُسسته با روح یک سگ پلیس مرده روبه رو می شود و ماموریت می یابد آن را با اسباب بازی میمون که با روح سگ پلیس مرده مملوس است گرفتار سازد