زدایر، پسر ده، به لارا، نوه همسایه که هر سال به دیدن پدربزرگش میآید، دل باخت. با وجود طنازی در رقصهای تابستانی، زیدر فکر میکند شگفتی با او ندارد و شانسی برای او قائل نیست.
لطفاً وارد شوید و برای مشاهده لینکهای دانلود، اشتراک خریداری کنید.