خط داستانی
یک تابستان، داریو از محیط جهنمی خانه اش فرار می کند لوئیسمی، دوستی بی قید و شرط، مردی فقیر با تظاهر به برنده شدن، و آنتونیا، پیرزنی که مبلمان خودرو قدیمی اش را جمع آوری می کند، خانواده جدید او می شوند سه نسل با هم در شهری بسیار بزرگ که تنها بودن در آن سخت است زندگی می کنند