تجار
Obchodníci
پِتِر و ریچارد از دوستانی هستند که ساعات کار ثابت برایشان کابوس است؛ آنها میخواهند مَستی زمان خود باشند و زیر سلطهٔ کسی نباشند؛ اما پول امر لازم است و باید به نحوی آن را به دست آورند؛ آیا دروغ بازرگانی میتواند راهی برای زندگی باشد؟ مشکلات زمانی آغاز میشود که با دروغهایشان زندگی خصوصیشان را نیز درگیر میکند؛ آیا عشق از دروغی بزرگتر است یا نه؟ چه کسی سرانجام از دایرهٔ باطل خارج میشود؟ پتِر یا ریچارد؟