خط داستانی
در سال هزار و نود و يك، يك doktor میخواهد تعطیلات را برای همسرش كه نگران است خاص كند در حالی كه برای خدمت به كره اعزام میشود؛ اما وقتی او دچار شكستگی كوچك شانه میشود، نقشههای شب يلديد عيد كراسماس او دچار اختلال میشود. در سال دوهه و سه، يك زوج تازهمتزوج كه در هر چيزی با هم توافق دارند برای نخستين بار دو گروه از اقوام همسرشان را برای عيد كراسماس ميزبان میكنند و میفهمند ممكن است به اندازهای كه فكر میكردند با هم مشترکات زيادی نداشته باشند. و در سال دو هزار و چهار، يك زوج سعی میكنند به يكديگر سورپرایزهای ویژهای برای كراسماس بدهند ولی پنهان نگه داشتن آنها دشوارتر از آنچه تصور میكردند، میشود.