تئورم
Teorem
سِم، یک راننده موتورسیکلت موفق، با همسرش آزلم و پسرش افه زندگی شادمانی دارد تا این که ناگهان همه چیز به طور وارونه در میآید. وقتی از کار به خانه برمیگردد هیچ کس در در را پاسخ نمیدهد. روز قبل، با همسرش بر سر موتور سیکلت انفجار کوتاهی داشت. فکر میکند همسرش آزلم به خانه مادرش رفته است، به خانه مادرش میرود اما مادرش در را به روی او میگشاید و میگوید او را شناخته نیست. پس از سپری کردن شب در خیابان، روز بعد به محل کار همسرش میرود و آزلم را در کنار مرد دیگری میبیند. در پاسخ به این وضعیت، سِم مرد کنارش را با آزلم میزند و سِم به ایستگاه پلیس برده میشود. پس از ارائه توضیحات در پلیس، سِم روانیگاه منتقل میشود.