استلا فلندرز، پیرترین زن در جزیره بز است. در طول زندگیاش، هرگز از دسترسی که جزیره را از سرزمین اصلی جدا میکند عبور نکرده است. او تمام عمرش را در آن جامعه کوچک و نزدیک به هم گذرانده که تقریباً به اندازه یک خانواده خوشآمدگو است و همیشه همه چیزهایی که نیاز داشته را در اختیار داشته است. اما با فرارسیدن زمستانی سرد به جزیره، استلا شروع به دیدن تصاویری از کسانی میکند که زمانی دوستشان داشته، که او را به سمت دسترسی میکشاند. شاید زمان آن رسیده که او به سفری که هرگز نمیخواست انجام دهد، آغاز کند.