خط داستانی
در دهه نود میلادی، ترِیکی در استودیوی انیمیشن لندن کار می کند که توسط زوجی مشهور به ایجاد کاراکترهای محبوب غلات اداره می شود. مقررات جدید تبلیغات قنددار برای کودکان این صنعت را یک شبه لغو می کند. شوهر به آمریکا می گریزد و همسرش و دخترشان مایا می ماندند. دهه ها بعد، دختر دو ساله مایا دختربچهای به نام چارلی را پیدا می کند که ویدیوهای قدیمی تبلیغاتی را با ابزارهای هوش مصنوعی در اینترنت منتشر می کند تا با پدربزرگ ناپیدایش ارتباط برقرار کند. اما آزمایش آن طور که انتظار می رود، پیش می رود و ویدئوهای ویروسی دروازه ای میان جهان ها می گشایند تا کاراکترهای محبوب سابق را به شکل هیولاهای هوش مصنوعی تقویت شده و به دنیای واقعی راه بدهند.