Govindudu Andarivaadele
فیلم گوویندو دو آندریواادهله
بالاراجو، رئیس روستای خود، با همسرش بیبی و دو پسرش چاندراشخار رائو و بانگاری و دو دخترش زندگی میکند. او به چاندراشخار کمک میکند تا پزشک شود و یک بیمارستان محلی میسازد. در روز افتتاح آن، چاندراشخار با معشوقهاش کائوسالیا، که او نیز پزشک است، به خانه برمیگردد. هر دو تمایل خود را برای ازدواج و زندگی در خارج از کشور ابراز میکنند که این موضوع بالاراجو را ناراحت میکند و منجر به جدایی آنها میشود. ۲۵ سال بعد، چاندراشخار، که اکنون پزشک موفقی در لندن است، داستان را برای پسرش ابیهرام و دخترش ایندو تعریف میکند. ابیهرام تصمیم میگیرد به خانه بالاراجو برگردد و تلاش کند تا آشتی کند. او در فرودگاه با دوستش بانی ملاقات میکند و روز بعد با موتور بانی به روستا میرود.