آزمونها، طلسمها
Trials, Exorcisms
در الهمبرا، میان کوهها و رودخانه، قطاری از روستا میگذرد. اسکار، چهل و هشت ساله، بیست و پنج سال اخیر در همان کارخانه کار میکند و به تصمیم دادگاه در خصوص ورشکستگی کارخانه منتظر است. با تولید معوق و دستمزدهای پرداخت نشده، اسکار و همکارانش هر روز برای کار حاضر میشوند و امیدوارند بتوانند شغلهایشان را حفظ کنند.