خط داستانی
پس از از دست دادن پایش، کارآگاه سابق دیزیس تمرکز خود را بر آموزش سه سگ پلیسِ محبوبش میگذارد. همسرش جداافتاده دکتر Jana در مدرسهٔ ورزشی محله به دنبال ارضای عاطفی با راپس، یک دانشآموز ۱۷ ساله و شناگر درخشان، میرود. پس از ملاقات پنهانی، Jana با تصادفی با یک خوک وحشی برخورد میکند و با ویروسی که سگهای دیزیس را آلوده میکند، ماجرا آغاز میشود. این اتفاق عجیبات و حسادت را در او شعلهور میکند و با خروج سگها از کنترل، تهدیدی برای شهر محلی پدید میآید. سرانجام دیزیس تصمیم میگیرد خود به موضوع رسیدگی کند.