خط داستانی
کلارا ۱۲ ساله مانند هر دختر دیگری است، تا اینکه یک روز یک گربه سیاه مرموز او را خراش میدهد. کلارا به زودی متوجه میشود که میتواند با گربه ارتباط برقرار کند و او به خانوادهای از جادوگران وحشی تعلق دارد که ارتباط قوی با طبیعت و حیوانات دارند. مشخص میشود که کلارا یک جادوگر وحشی بسیار خاص است و خون او میتواند جادوگر باستانی و شیطانی، براویتا بلادیانگ را آزاد کند.