خط داستانی
هیون هو و جونگ هی هر دو در دهه بیست سالگی خود هستند و دو سال است که ازدواج کردهاند. هیون هو که رویای بازیگر شدن را در سر میپروراند، شغلش را رها میکند و شروع به شرکت در آزمونهای بازیگری میکند. جونگ هی به دلیل تأهلش نمیتواند شغلی پیدا کند. در یک روز سرد زمستانی، قرارداد آپارتمان تکاتاقه و بدون سیستم گرمایشی آنها به پایان میرسد و آن دو به دنبال خانه جدیدی میگردند. آنها با زوجی همسن و سال روبرو میشوند که در خانهای بزرگ و مجلل زندگی میکنند. آنها دچار یأس میشوند. هیون هو که تحت فشار میل شدید به پول درآوردن است، دوباره کار میکند اما این موضوع را از جونگ هی که همچنان از آرزویش حمایت میکند، پنهان میکند.