خط داستانی
آنٹیپاس، کارمند دولتی، با خواهرش و برادرزادهٔ راکاندی خود زندگی میکند که با او رابطهای ندارد. او همیشه شکایتی است و میگوید همه تقصیرها روی دیگران است، همه او را آزار میدهند و میخواهد همه چیز را درست کند. گاهی ناامید میشود و فکر میکند بهتر است سیدگی را ترک کند و مهاجرت کند...