خط داستانی
نوشی از لندن با همراهی یک سولو جاز آزاد. دوربین هیلتون اَرل پیوسته با ما در پیاده روی شبانه یکی از ساکنان است که عشقش را به لندن، حال و هوای آن، بذله گویی و مردمش با ما در میان میگذارد. وی مینگرد. سپس به خود مینگرد و سوالاتش درباره معنای زندگی را با ما در میان میگذارد. آیا زندگی جز یک لحظه نیست، لحظهای منحصربهفرد در میان سایر لحظات، لحظهای با مرگ به عنوان ناگزیر؟