خط داستانی
وقتی جوانیمان است، گاهی احساس میکنیم دنیا علیه ماست. این برای استییو سیمارد شانزده ساله صادق است که وارد سال آخر دبیرستان گاستون-میرون در سنت-لامبرت میشود. دانشآموزی با دیدی ناامید نسبت به خود و جهان که به تلاش برای ایجاد ارتباط با والدین و همسالان میپردازد. تنها دوستی دارد:Virgil. در هر کوچه و کتاب و موسیقی پناه میگیرد، اما اتفاقی با ستارهٔ تیم فوتبال اسپارتا، او را به بیرون آمدن از پوستهٔش و روبهرو شدن با سرنوشتش وامیدارد.