خط داستانی
بونگو، در حال انجام وظیفهاش به عنوان یک یاکوزا، مردی از یک باند رقیب را میکشد. از آن زمان، او با پسرش کنیچی برای فرار از انتقام باند در جادهها زندگی میکند. خسته از فرار، این دو در یک شهر کوهستانی مستقر میشوند. بونگو به عنوان یک نجار برای خانواده ایواساکی کار پیدا میکند و کنیچی به عنوان دانشآموز در مدرسه ابتدایی محلی ثبتنام میکند. متأسفانه، خوششانسی آنها دوام نمیآورد. رئیس یاکوزا، تومیتاکا، میخواهد کنترل چوبهای شهر را به دست بگیرد و آماده است تا خانواده ایواساکی را نابود کند. ناتسو، مادر بیمسئولیت کنیچی، بازمیگردد و میخواهد در تربیت پسرش شرکت کند. و به زودی، یک غریبه مرموز به شهر میآید تا ادعای زندگی بونگو را کند...