خط داستانی
مردی در ساحل جزیرهای متروکه خود را پیدا میکند و نسخهای از روزنامهٔ هفتگی شانزده صفحه را کنار خود مییابد. او تصمیم میگیرد تا کمک را منتظر بماند و در حالی که به مطالعهٔ روزنامه میپردازد، ذهنش دروازههای خیال را گشوده و به رویاهایش ورود میکند. مهارت بزرگ او در خیالپردازی است و هرچه زمان میگذرد، کمکی نمیرسد و ذهنش به گذشتههایش که همیشه منتظر بود میپرد.