خط داستانی
یک زوج به همراه دختر دو سالهشان به کلبه دورافتاده اسکوگسبو میرسند. اما همه چیز آنطور که باید باشد نیست. آب شیر قهوهای رنگ است و کلیدی برای زیرزمین وجود ندارد. وقتی دخترشان خود را در یک عکس چهل ساله میشناسد، والدینش در ابتدا این موضوع را نادیده میگیرند. اما در طول آخر هفته، متوجه میشوند که چهل سال پیش تراژدی وحشتناکی در این خانه رخ داده است. هیچکس اسکوگسبو را ترک نمیکند تا زمانی که درب زیرزمین گشوده شود.