گوزن هفترنگ
The Nine-Colored Deer
در روزگار باستان، یک بازرگان پارسی در طوفان شن گم میشود. به ناگاه گوزنی معنوی با نه رنگ برای راهنمایی به سوی او ظاهر میشود. بعداً گوزن مردی را که در رودخانه غرق میشود نجات میدهد. در ازای آن مرد قول میدهد درباره مخفیگاه گوزن سخنی نگویند. مرد به کاخ امپراتوری میرسد. پادشاه اصرار میکند تا این گوزن معنوی را شکار کنند تا از پوست آن لباس بسازد. مرد به طمع میافتد و سپاهیان را به محل میکشاند. او دوباره در رودخانه فرو میرود، امید دارد گوزن برای نجات او ظاهر شود. این بار تمام نیزههای سپاهیان به گرد غبار تبدیل میشود و مرد غرق میشود.