خط داستانی
سردسته کِی ناین داستان الیزابت بلو و نمایش ابرقهرمان خیالی او به نام کاپتان کِی-نِین را روایت میکند. مادر الیزابت مدیر یک ایستگاه دسترسی عمومی محلی است و الیزابت و برادرش بنجی پس از مدرسه سرگرم ساخت نمایش در بخشی بلااستفاده از ایستگاه هستند که در آن سگ الیزابت به نام ژاکری حضور دارد. وقتی بهترین دوست الیزابت، جسیکا، با مسائل خانوادگی روبرو میشود، کنار میکشد و الیزابت که از مسائل جسیکا درک ندارد، آنها را به عنوان شرورانه تفسیر میکند و این نگرش را در نمایش خود منعکس میکند.