خط داستانی
این فیلم درباره یک رهبر چپگرا است که همچون شخصیتی تراژیک یونانی، در سراسر زندگی با سرنوشت خود جنگید. این فیلم در حالی که مبارزات این مرد را به تصویر میکشد، به جنبش ضد بریتانیایی سوارجی، تقسیم هند در سال ۱۹۴۷، جنبش تهباگای دهقانان بنگال، تشکیل پاکستان، کشتار زندانیان سیاسی در زندان راجشاهی و در نهایت جنگ آزادیبخش بنگلادش علیه پاکستان در سال ۱۹۷۱ میپردازد. این فیلم همچنین عشق و فداکاریهای این مرد نگونبخت را آشکار میسازد.