خط داستانی
جمال پس از ۱۸ ماه غیبت در خارج از کشور و جنگ در سوریه به استرالیا بازگشته است. او میخواهد مادر بیمار خود را ببیند، اما باید با برادر بزرگتر خود، عمر، همسرش هایدی و پسر کوچکشان که او را ترک کرده بود، روبرو شود و مهمتر از همه، با پدر بیرحمش. اما واقعاً چرا جمال به خانه برگشته است؟ آیا او یک مبارز با هدف است یا یک مهره ساده در یک تصویر بزرگتر؟ داستانی درباره رستگاری، بخشش و عواقب اعمال شما بر عزیزان و کسانی که ترک میکنید.