خط داستانی
سال هزار و نهصد و شصت و یک است و روبن و گنهیلسون تصمیم به تعطیلاتی در دانمارک گرفته اند. تنها مشکل این است که روبن تمام پول خود را برای معاملات «دیوانه وار» خرج کرده است. رئیس او با نقشه های مشابهی برای سفر با همسر محبوبش Solveig دارد. اما در واقع او بیشتر به منشی نروژی اش Turid علاقه مند است. پستچی داد-اتو سفر به مایورکا برنده شده است. او بلیت را از جایگزینش فریطف راخ دریافت کرده بود که به تازگی از زندان آزاد شده بود. روبن به شدت به داد-اتو حسادت می کند و از فِرِتِیُف، Empradaporro، یک هتل می خرد. مشکلات بیشتر می شوند وقتی معلوم می شود که همه آن ها به این هتل می روند. در آنجا تنها کارمند هتل، فیلیپه، را ملاقات می کنند