خط داستانی
کارل پسر جوان مضطرب است. او از یک حمله قاتل نقابی جان سالم به در برده، شبهای بیخواب را با تجسمات ترسناک تحمل کرده و هدف دستبرد شیطانی بوده است. به منظور بازگرداندن زندگیاش، کارل به یک رواندرمانگر پناه میبرد تا به مشکلاتش پرداخته و با آن روبرو شود. اما با بازگشت به تجربه اش، میفهمد مبارزۀ او ممکن است به پایان نرسیده باشد.