خط داستانی
استفن گابریل پدری فعال است که به زندگی به صورت مثبت نگاه میکند. در حالی که سعی دارد به جامعه خدمت کند، دخترانش جِسیکا و سابرینا با مشکلات خود روبهرو هستند. جِسیکا اغلب بهجای پسر به نظر میرسد و با تکهای فراوانی روبهرو است. او دوست دارد با سابرینا که با وجود بیماری، به نظر میرسد زندگیاش را کنترل میکند، جای خود را عوض کند. هر چه وضعیت سابرینا وخیمتر میشود، تکهای جِسیکا هم بحرانیتر میشود. دختران به طرحی نیاز دارند و سریعاً به دنبال راهی برای نجات میگردند. آنها با مراسمی خاص در کتابی قدیمی آشنا میشوند که میتواند ناجیشان باشد. اما ابتدا باید پسری پیدا کنند تا با سابرینا بخوابد. زمانی چندان باقی نمانده و جِسیکا تمام توان خود را میگذارد تا طرح نجاتبخش را اجرایی کند، هرچقدر هم که دیوانهکننده باشد.