خط داستانی
ژدیسلاو میسیلک که به نام ژیدک شناخته میشود بازنشسته پادشاه پارکهای تفریحی است. پس از مرگ دخترش پسر نونهالش هوگو با او زندگی میکند در یکی از تراشیدههای باقیمانده در جایی از پارک تفریحی پیوندی میان پسر و پدربزرگ شکل میگیرد که هر دو را از زخمهای ناشی از فقدان دردناک معالجه میکند اما این آرامی طولانی نیست و به زودی توجه سیستم را جلب میکند و آرامش زمینی ژیدک و حزف از بارهای سنتی به خطر میافتد هوگو فیلمی است دربارهٔ عشق و شهامتی که انسان بتواند با قوانین خود زندگی کند و مدلهای تربیتی سنتی که در بسیاری از ما هنوز اسیر آن هستیم را زیر سؤال ببرد