خط داستانی
دو سال پس از از دست دادن غمانگیز برادر بزرگترش، داین ۱۷ ساله به ناچار زمانی که خانوادهاش تصمیم میگیرند به یک نوجوان بیخانمان به نام رادجا پناه دهند، همراه میشود. اما وقتی داین میبیند که حضور این غریبه به شدت بر مادرش تأثیر میگذارد، شروع به کشف گذشته مرموز رادجا میکند.