خط داستانی
ناسـم که در سی تا سی و سالگی است، با نامزد آمریکایی اش، الیزابِت به ابوظبی میکشد تا به بولن بازگردند؛ شهری در جنوب فرانسه که او در آن بزرگ شده است. اما ناسـم با گذشته اش رو به رو می شود: شهری مرده که اکنون به دست راستگرایان سپرده شده است، رابطه ای پیچیده با خانواده اش و پدری که دیگر با او صحبت نمی کند.