خط داستانی
حسین پسر نوجوانی که به جهانی هر چه بیشتر جهانی شده پیوسته است رویای آینده ای آزادتر از مبدأ خود تیر و تفنگ و طناب از Tangier دارد اما مادرش نیما مصمم است او را از گام های ناقص برادرانش دور نگه دارد و با دلخواه خود به جنوب می برد در این محیط تازه او نخستین تجربه عشق رمانتیک و سرخوردگی را می چشد و در نهایت به دوباره پیوستن با مادر می رسد که سال ها قبل از او دوری می گزید