خط داستانی
این فیلم داستان مفیت، مدیر بانکی را روایت میکند که زندگی شادی با خانوادهاش دارد و چگونه زندگیاش پس از ملاقات با کاملیا تغییر میکند. مفیت مردی است که هر روز به طور روتین به کار میرود و به خانه برمیگردد. یک روز، او در یک بال با کاملیا ملاقات میکند. این ملاقات اولین قدمی است که مفیت را به دام باند میکشاند. با آشنا شدن با کاملیا و برادرش ممدوح، او از خانوادهاش دور میشود. تلهای که کاملیا میگذارد باعث میشود مفیت از همسرش امینه دور شود و در نهایت ازدواجش به طور کامل از هم بپاشد. با سوءتفاهم نسبت به امینه، مفیت خانه را ترک میکند. او کشور را ترک کرده و به عنوان گارسون در کلوبهای شبانه کار میکند. سالها بعد، او متوجه میشود که کاملیا و ممدوح همان تله را برای شخص دیگری گذاشتهاند. هویت این شخص مفیت را به اقدام وامیدارد.