خط داستانی
مهماندار پرواز ماجراجو، سیدنی، برنامههایش برای یک کریسمس گرمسیری به تأخیر میافتد زمانی که به یک کودک بدون همراه کمک میکند تا به خانهاش در شیکاگو و نزد پدرش، جاناتان، یک بیوه جذاب و خبرنگار تحقیقی برگردد. با کمبود پروازهای خروجی، سیدنی برای چند روز در شهر بادخیز گرفتار میشود - جایی که زمانی خانهاش به عنوان یک دختر کوچک بود - و با جاناتان، دخترش و خانواده شاداب و جشنوارهای آنها همراه میشود تا زمانی که بتواند پرواز متصل را پیدا کند. جاناتان به او پیشنهادی میدهد: او به او کمک میکند تا داستان ملاقات والدین مرحومش را پیدا کند و او به او کمک میکند تا داستان کریسمس کاملی بنویسد و شغلش را حفظ کند و در این مسیر، جرقههایی بین آنها شکل میگیرد.