خط داستانی
فوناکی در جنوب توکیو زندگی تیره ای را می گذراند. چه چیزی او را در اینجا نگه می دارد؟ آیا خاطرات کودکی اش است؟ چیزی در ذهنش او را آزار میدهد و اجازه نمیدهد به آرامی فکر کند. یک شب ناگهان با زنی اسرارآمیز روبه رو میشود و به او در زمان نیازش کمک میکند. اما پس از کار نیک او، فوناکی نمیداند که چه بیدار شده است: شریر قدیمی اش را به خواب دیده است – نبردی میان زندگی، مرگ و بخشایش در راه است.