خط داستانی
داستان پیر مرد جورگی که روزگارش را در روستایی دور در مولدووا می گذراند درامدی از تمیز کردن دیگ های سیاه دارد او با خبرهای روز از روزنامه روستایی مطلع می شود جورگی که بیماری قلبی دارد به آرامی انتظار مرگ می کشد اما ناگهان همه چیز در زندگی اش دگرگون می شود به دلیل دستشویی روستایی قدیمی که به یک پورتال بدل می شود و او را به گوشه های مختلف جهان می برد