خط داستانی
اولاف گیبرا رئیس اداره و در عین حال تنها کارمند ایستگاه پلیسی در هِدلی شهری بندری در شمال آلمان است. او خدمتش را ترک کرده و برای جانشینش منتظر است. اما به جای جانشین، کارمند تازه ای از اداره ویژه آلمان غربی به نام گرایسیا کلر وارد می شود تا به او کمک کند. زیرا در این روز سیمون هلد پس از شش سال از زندان آزاد می شود. و او قطعاً برای انتقام از اولاف گیبرا که او را به عنوان قاتل برادرش می شناسد می آید. او در حین دستگیری بانکی، در کنارش بود که اولاف به وظیفه خود عمل کرده بود.