خط داستانی
در سال دوهزار و چهاردهم بازیگر میشل ون دوسلایر درگیر form اختلال پیانیا فرسایش زبان است که بر مرکز زبان اثر می گذارد فیلم نشان می دهد چگونه او با این از دست دادن زبان و حرفه ای که سی سال بیش کار کرده کنار می آید برخلاف هر احتمالی میشل یک نقش آخر را بر عهده می گیرد همسرش ایرما وایسمن به او در یافتن روش های بیانی جدید کمک می کند تا متمرکز بماند در جستجوی آنها دوستان و همکاران به نزدیکی می آیند و درباره موقعیت غیر قابل تصور عدم توانایی در درک واژه هایی که دور از دسترس ظاهر می شوند صحبت می کنند این فیلم رویدادهای سال های ابتدایی پس از تشخیص را نشان می دهد و روشن می کند زبان هویت ما را تعریف می کند و معنای بازتعریف خود بودن چیست اما مهم تر اینکه دو فرد قدرتمند را به تصویر می کشد که کنترلی بر تحول زندگی خود می گیرند و با شوک و عشق بی پایان اندوه را می پذیرند