خط داستانی
صدها تصویر روی کف اتاقی تاریک و تنها پخش شده است. مونیکا زن اهل شرق آلمان حافظهاش را از دست داده و تنها میتواند از گذشتهای فراموششده و آیندهای غیرممکن خیال پردازی کند. پیامی از دوستش کیِرستن روی دستگاه صوتی او را به یادآوردن زندگی و دوستانش در برلین گمشده، مقابل دیواری فراموششده، ترغیب میکند.