خط داستانی
اولیویا گراسی کارآفرین جوان فناوری به پایین ترین سطح رسیده است. او از دوست پسر و شریک تجاری جدا شده و از شرکتی که در آن کمک کرده بود بیرون رانده شده و تمام پولش را برای دادخواهی خرج میکند. او به خانه بازمیگردد تا زندگیاش را دوباره روی ریل بیاندازد. او به ملاقاتهای متعددی میرود تا اپلیکیشن جدید خود را معرفی کند اما همه کسانی که با او مواجه میشوند از او وحشت دارند. ناامید اما همچنان در بازی، از خاله و خانوادهاش کمک میگیرد تا دوباره برای فروش اپش تلاش کند. این بار با یکی از بزرگترین سرمایهگذاران جهان، آلن استیونسن، ملاقات میکند. اما این فرصت با آزار جنسی آلن و درخواست امضای NDA قبل از همکاری با او، ختم به شکست میشود. او از دفتر آلن خارج میشود و با لوک روبهرو میشود که تا زمان کمک بهترین دوستش شانه در کنار اوست تا به او قوت بدهد