خط داستانی
نسل هزاره همجنسگرا، مارکل درگیر پذیرش گرایش جنسیاش است در میانهٔ جدالی بدبینانه بر سر حضانت بین مادر و پدرش. او احساس گرفتار بودن، ناخواسته بودن دارد و تنها چیزی که میخواهد پذیرفته شدن است. دوست سابقش او را به باشگاه جوانان خود میبرد؛ این دیدار زندگیاش را به طور دائمی تغییر میدهد.